روزهای پایانی سال ...

خدایم !

روزها و سال و ماه ها در کنار هم گذشتند ...

و  من هنوز زنده ام به لطف تو ...

صدای نفس هایم را وقتی که می شنوم به یاد تو می افتم ...

همه خوبی ها .. بدی ها .. شادی ها و غم  ها در کنار هم رد شدند و رفتند ...

برگ ریزان پاییزی را با چشم خود دیدم ... شکوفه دادن درختان و گل ها ... اندک اندک برف زمستانی را ...

گرمای داغ تابستان را ... همه در کنار هم وجود تو را به من نشان دادند ...

یکسال گذشت .. با تمام خاطره های خوب و بد ...

امسال برای من سالی پر باربود ...

دو نفره شدن من بود .. کامل شدن دینم ... شکل گرفتن زندگیم و هدف دار شدن بیشتر از قبل ...

مهربان خدایم !

همه چی داره خوب پیش میره .. میدونم که بعد از این هم همینه ...

دلم میخواد حالا که ساله جدید داره شروع میشه گرد و غباری که روی دلم نشسته رو بتکونم و به جاش گردی از شادی روی دلم و روحم بریزم ...

سال نو و جدید برای من فصل تازه اس از زندگی ...

ورق زندگی ام بر میگرده و در کنار همسرم برای همیشه به زندگی ادامه میدم ...

لباس سپید عروس رو به تن میکنم و قدم به راهی جدید میزارم و میدونم که در کنارم هستی ...

اتفاق های تلخ و شیرینی افتاد ... شاید دو نفره های من و تو کمرنگ تر شد ولی خودت میدونی که تو قلبم هستی ...

من خوشبختم .. خوشبخت تر از اونی که فکرش و میکردم ...

تمومه روزای خوبی رو به یاد میارم که تو این کلبه باهات درد و دل میکردم و ازت میخواستم زندگی ام به صلاح پیش بره ....

گذشت و گذشت و الان به اون روزی که میخواستم رسیدم با لطف و مهربونیت ....

خدایا خدایا

تموم پدر و مادر های مهربون و برامون سلامت نگه دار ...

تموم مریضا رو شفا بده ...

ظهور آقا امام زمان عج رو نزدیک و نزدیکتر کن ....

تموم جوناااا رو خوشبخت عالم بکن ...

امسال رو برای همه خوب رقم بزن ...

سالی باشه پر بار ... پر از سلامتی ...پر از نشاط

امسال زمزمه میکنم دعای سال تحویل رو در کنار خانواده ام ...

آخرین سال تحویلی که در کنار خانواده خودم هستم و میگذرونم ...

و زیر لب زمزمه میکنم

یا مقلب القلوب و الابصار                یا مدبر الیلل و النهار

یا محول الحول و الاحوال                حول حالنا الی احسن الحال

التماس دعا از همه عیدتون پیشاپیش مبارک باد

یه درد و دل ساده ....

خدایم خیلی سخته که تنها باشی... خیلی سحت تر اینه که درکت نکنن.... خیلی بده که این روزهای شیرین و باید با غم تو دلت بگذرونی... فقط تویی که میفهمی چی میگم ... شاید هیچ چیزی اون طور که من میخوام نمیشه.... چه بده که تموم فکرا و رویاهات پوچ باشه و اونطوری نباشه.. خیلی سخته فیلم بازی کردن... خسته ام...

تنهام و امیدم به توه... اون کسی که فکر میکنی بهت نزدیکه میبینی که خیلی دوره...

خیلی تلخه اینکه نتونی حرفت و به دیگران بفهمونی...

چی فکر میکردم و چی شد ...

با تموم اینا بازم میگم خوشبختم ولی داره سخت میگذره ... یه کاسه بزرگ برداشتم و تموم صبرم و ریختم توش ... ولی میبینم صبرم کمتر و کمتر شده و ظرف داره پر از خالی بودن میشه...

خیلی بده که اشکام رو گونه هلم باشه و تز چشمام سرازیر باشم و کسی نباشه دستش و بکشه رو سرم و بگه میگذره .. کاش یه نیم نگاه مثه همیشه بهم میکردی.... منی که همیشه میگم خوشبخترینم حالا کارم به کجا کشیده ... چرا همه چی داره خراب میشه... این یه درد و دله فقط و فقط برای من و تو ... تویی که از رگ گردن بهم نزدیکتری .... فقط تویی که برام می مچنی همیشه... فقط تویی که حالم و درک میکنی و میفهمی چی میگم ... چه روزخای تلخی هستن روزهای پایانی سال... تنهاح نزار میبینی که صبری ندارم ... ضعیفم و بهت احتیاج دارم ... من طاقت این چیزا که داره پیش میاد و ندارم ... نمیتونم تحمل کنم ... کمک کن ... از اعماق وجودم صدات میکنم تنهام نزار .... بهت نیاز دارم ... کار منو به بنده هات وامگذار ...ای زیباترین زیبایی ها ...